مصاحبه با ساجده جبارپور ماسوله

مصاحبه با ساجده جبارپور ماسوله

مصاحبه با ساجده جبارپور ماسوله

در شنبه های شاعرانه این هفته به سراغ خانم ساجده جبار پور رفته ایم:

میشه تاریخ تولدتون رو بگید؟

۶۹/۱۰/۴

جدی؟ دیروز تولدتون بود؟

بله

کجا به دنیا اومدید؟

رشت.

پسوندتون ماسوله هست ولی؟؟

بله، اون پسوندمون هست، اما رشت به دنیا اومدم، البته جاهای مختلف بودیم، تهران و شیراز و…

خانوادتون با شاعر بودنتون مشکلی ندارن؟

خب اویل مشکل داشتن، بخاطر فضایی که در شعر هست و… اما بعد که خودشون چند بار باهام انجمن و کنگره و جشنواره و … اومدن و فضا رو دیدن مخالفتی نکردن

تنها شاعر خانواده اید؟

نه ما یه خانواده چهار نفره هستیم، یه برادر ازخودم بزرگتر دارم که اهل شعر هستن، خانواده ما شعر دوست هستن و من توی فضایی که شعر خونده میشد بزرگ شدم

تحصیلاتتون چیه؟

دانشجوی ارشد حقوق بین الملل هستم

اولین بیتتون رو یادتونه؟

بله، احتمالا ۱۱ سال داشتم…

دست گرما باز است

دست باران پر غم…

شاعر نمیشدید، دوست داشتید چی کاره بشید؟

نقاش یا دکتر، البته نقاشی رو ادامه دادم

ازدواج کردید؟

بله

چطور با همسرتون آشنا شدید؟

حقیقتش یه روز یه آقایی(یکی از اساتید شعر/ آقای مهدی نژاد) باهام صحبت کردن و آقای طلایی (همسرم) رو بهم معرفی کردن و گفتن احتمالا از خیلی جهات شبیه هم باشیم و وصلت خوبی باشه، من هم استقبال کردم، بعد چند مدت آقای طلایی با خانوادشون اومدن خواستگاری و الباقی ماجرا…

دوست دارید فرزندتون در آینده شاعر شه؟

چرا که نه، حتما. من و همسرم هردو شاعریم و یقینا اونم سمت شعر میره

شاعر مورد علاقه شما؟

سعدی

شاعر خانم چی؟

فروغ

شاعر گیلانی چی؟

میشه نگم؟

خب یکی رو بگید.

آخه من هرکی رو بگم اون یکی ناراحت میشه، همینجوریش هم کلی پشتم حرفه( ترکیبی از خنده و گلایه_آخرشم نگفتن)

شاعر خانم گیلانی چی؟

یقینا مریم پیله ور

درسته که خانم ها وقتی ازدواج میکنن کم کار میشن؟ ( در سرودن شعر)

کاملا مخالفم، از زمانی که ازدواج کردم به وفور شعر گفتم، خودمم نمیدونم چرا

میگن که خانم جبار پور بیشتر توی جشنواره ها مطرح هست و شعراش قوی نیست، نظر خودتون چیه؟

خب ببینید وقتی که یک جشنواره شرکت میکنیم اون جشنواره آثار و اونطور که باید و شاید منتشر نمیکنه، از اون طرف هم نمیشه که آـدم همه آثارشو توی فضای مجازی بذاره(سرقت ادبی) در این شرایط یقینا از آدم کم کار شنیده میشه و این تصویر شکل میگیره که فلانی شعری نداره و جشنواره ای هست. که ان شالله با چاپ کتابم امیدوارم این انتقاد ها هم کم شه…

جریان برگزیده شدنتون توی فجر ۹۱، من چیزی نمیگم خودتون بگید. از حرف ها و شایعات و اینکه حقتون نبود و …

من اون زمان ۲۲ سال داشتم، مثل همه شاعرا شعرامو تکثیر کردم و از طریق پست میدون شهرداری به دبیرخونه فجر فرستادم، که بعدها بهم زنگ زدن و گفتن که فلانی شما برگزیده شدی، من واقعا باور نمیکردم، یادمه حتی قبل مراسم داشتم تلفنی با مریم پیله ور صحبت میکردم که یکی اومد و گفت شما برگزیده شدی قطعا، من واقعا خوشحال شدم، من هیچکس رو نمیشناختم، من هم قبول دارم که داوری سلیقه ای هست، خب احتمالش بود دور بعد جز راه یافتگان به مرحله نهایی هم نباشم. ولی متاسفانه حرف های زیادی پشتم زدن که فلانی با داورا زدوبند داشته و … که خیلی خیلی ناراحت شدم. خیلی

یعنی هم تلخت ترین و شیرین ترین خاطره ادبی

بله یقینا

آخرین باری که گریه کردید رو یادتونه؟

من خیلی گریه میکنم، بادیدن هر صحنه و هر فیلمی گریه میکنم، آخرین بار هم یادم نیست ولی بیشتر از دو هفته نباید گذشته باشه… آها همین دو روز پیش بود که یه فیلم خارجی داشتم میدیدم که گریه کردم

چه فیلمی بود؟

خارجی، طنز

طنز؟؟؟

بله طنز

چرا گریه کردید؟

خودمم نمیدونم، یه صحنه گریه دار داشت!!!

شغل همسرتون چیه؟

ایشون مدیر داخلی مجله طنز سه نقطه حوزه هنری هستن، دانشگاه هم تدریس میکنن

قبول دارید فضای شعر ما تا حد زیادی با فساد اخلاقی و .. قاطی شده؟

البته، اما این فقط مختص شعر نیست، همه ی شاخه ها ورزش و … هم درگیرشن، با این اوصاف شعر هم هست. مثلا من یه شعر میذارم توی فضای مجازی، حداکثر لایکی که بخواد بخوره ۲۰۰ تا هست، اما یه خانمه که اصلا شعری نداره یا شعرش کلی ایراد داره، فقط و فقط بخاطر اینکه با تیپ خاصی عکسشو گذاشته که متاسفانه گفتنی نیست نزدیک ۱۵۰۰ تا لایک میخوره، بحث لایک نیست، متاسفانه بعضی از خانم های ما در شعر، دست به هر کاری در فضای مجازی میزنن که دیده بشن

شاعر گیلانی که خیلی مطرح نباشه درسطح کشور ولی کاراش خیلی خوب باشه و مستعد مطرح شدن باشه کیه؟

آقای عابدپور لنگرودی

ایشون که خیلی مطرح هستن (کاملا جدی)

(خانم جبارپور به سکوت با خنده فراوان بسنده کردند)

خب جدی یکی رو نام ببرید

خانم محدثه اسماعیلی، خیلی با استعداد هستن

راستی آبی هستید یا قرمز؟

کلا به رنگ آبی علاقه دارم و آبی هستم

غذای مورد علاقه؟

فسنجون رشتی

رشتی؟

بله دیگه، بقیه شهر ها یه جور دیگه درست میکنن

بازیگرای زن و مرد مورد علاقه؟

پرویز پرستویی و لیلا حاتمی

خواننده مورد علاقه؟

نمیدونم چی بگم… مثلا شجریان خوبه… نه علیرضا قربانی خیلی خوبه، اگه میشه سه تا نوشت چاوشی رو هم بنویسید

ورزش مورد علاقه؟

پیلاتس

چی هست؟

ورزش دیگه، یه نوع ورزش قدرتی هست ( جدی جدی داشتن توضیح میدادن)

۸۸ به کی رای دادید؟

چون مصاحبه های قبلیتون رو خوندم و خوشبختانه کسی زندان نرفت و شما هم سانسور نداری، …. موسوی

۹۲ چی؟

روحانی

۹۶ به کی رای میدید؟

احتمالا روحانی، اگه شخص خاص دیگه ای نیاد که بهتر باشه

نظرتون راجع به حجاب چی هست؟

خیلی خوبه ولی نباید اجباری باشه، باید اختیار به فرد داده بشه که تصمیم بگیره

اگه نماینده بشید مهمترین کاری که میکنید چیه؟

از همه مهمتر اینه که نظارت برقاون رو افزایش میدم که خیلی از مشکلات حل شه، بعدش روی معضل بیکاری کار میکنم، اما من هرگز نماینده نمیشم

چرا؟

چون خیلی حرف پشت سر آدم میمونه و ضمن اینکه من آدم مسئولیت پذیری نیستم

همسرتون هم باخبرن که مسئولیت پذیر نیستید؟

بله (خنده)

بسلامتی، خب حرف آخر:

من الان تهران زندگی میکنم، اما دوست دارم به همه دوستان رشتی و گیلانی بگم که واقعا دلتنگشون هستم، ضمن اینکه بهشون بگم تهران هیچ خبری نیست

 

در پایان به چند شعر از ایشان اشاره می کنیم:
چندی ست که چشمم به نگاه تو دخیل است
آوازه ی من موجب  رسوایی ایل است

ای قامت تو سرو تر از حد تماشا
توصیف من از قامت تو بحر طویل است

کوچکتر از آنم که نگاهی کنم اما
زل میزنم و آهی و …خرما به نخیل است

در کاسه دریوزگی ام بوسه بیانداز
ای بشکند آن دست که در عشق بخیل است

چون باد به هر بادیه گم کرده ی راهم
چشمان تو انگار که مصباح سبیل است

بعد از تو چه عشقی و چه شعری و چه شوری
دردی ست دراین سینه که بسیار ثقیل است

با عشق بمیران و دراین داغ نسوزان
در سینه ی تو آتش اعجاز خلیل است…
——————————————————————————

کمی که قد بکشی، لایق تبر باشی
از آنچه خواسته باشند بیشتر باشی

همیشه گوشه ی خانه به زخم آبستن
همیشه حامله ی شعر بی پدر باشی

یکی نبودِ پس از گنبد کبود تویی
کلاغ قصه تو بودی بناست پر باشی

کوزت شوی به جهان کثیف تِی بکشی
برای لکه ی خون  دستمال تر باشی

زمان که بگذرد آهسته یاد میگیری
چطور تک نفره جای ده نفر باشی

چطور سنگ اگر پرت شد به سویت باز
به آسمان بپری و خودت سپر باشی

نیا به دامن این خاک “خون بسته من”
اگرچه باز دعا میکنم پسر باشی

——————————————————————————

بهتر که نام زندگی را جنگ بگذارم
بگذار گاهی جای قلبم سنگ بگذارم

گاهی دلی را بشکنم گاهی بدست آرم
گاهی کسی را پای کاری لنگ بگذارم

از خود بسمت کوچه های شهر بگریزم
آیینه های خانه را دلتنگ بگذارم

باید,برای چشم آدم های ظاهربین
هرماه روی گیسوانم رنگ بگذارم

اینجا کسی در را به رویم وا نخواهد کرد
صدسال اگر هم دست روی زنگ بگذارم

 

 

 

 

 

شعر و شاعری رو از چه زمانی شروع کردید؟صرفا علاقه مند بودید یا نشانه های استعداد رو خودتون یا اطرافیان دیدند؟
در کنگره‌های ادبی بسیاری برگزیده شدم که مهمترینش جشنواره شعر فجر بوده و امروز(۲۸ مهر ماه ۹۸) هم کتابم به عنوان یکی از نامزدهای دریافت جایزه قیصر امین پور معرفی شد.من از ۱۱سالگی می‌نوشتم و خب خانوادم هم شعردوست بودند اما به مرور زمان برام جدی‌تر شد. درزمان دانش‌آموزی با کانون پرورش فکری به صورت مکاتبه‌ای در تماس بودم اما خب به دلیل اهمیت تحصیلم خانواده‌م چندان علاقه‌مند به فعالیت جدی در دوران دانش‌آموزیم نبودند. ابتدای امر با شعر سپید شروع کردم و بعد کم کم به سمت غزل کشیده شدم و غزل حلاوتی داشت که هنوز هم رهام نکرده.

چقدر حس می کنید که شعرهای شما زنانه هست؟
ابتدای امر بگم که من به نظرم شعر زنانه و مردانه نداریم چون ما در مورد شعر آقایون نمیگیم شعر مردانه که شعر خانوم‌هارو استثنا بر شعر به صورت کلی قرار بدیم. اما خب من به عنوان یک خانوم دنیا رو از زاویه دید خودم میبینم و این زاویه دید میتونه مقدار زیادی متاثر از جنسیتم باشه مثل جزنگری که بیشتر مختص خانوم هاست اما خب یه آقاهم میتونه شعر جزنگر داشته باشه.

آیا حس کردید ک بیشتر مخاطبان شما یه جور همزاد پنداری با شعر شما دارند؟
حقیقتش نمی‌دونم، بیشتر خانوم ها رو دیدم که با شعرم حس همذات‌پنداری دارن اما اگر براساس علایقم بخوام صحبت کنم دوست دارم که همه این حس‌ رو با شعرهام داشته باشن.

برترین شاعر زن در ادبیات فارسی رو کدوم شاعر میدونید؟
خب حقیقتا هرکس به نوعی باعث گسترش مرزهای شعر شده فروغ هنجارشکنی مضمونی داشته و دو دفتر آخرش واقعا بر هر شاعری تاثیرگذاره و اگر در قید حیات می‌بود شاید انتخابم ایشون بود اما درنهایت من سیمین بهبهانی رو از بین زنان شاعری که دیگه دربین ما نیستند بیش از همه دوست‌دارم. از بین شاعران در قید حیات هم اشعار پانته‌آ صفایی عزیزم رو می‌پسندم.

ممنون از شما، نظر شما در مورد شعر زنان معاصر چی هست؟
در حال حاضر به نظرم خیلی خوبه خانوم‌های شاعر بسیاری فعال هستن و خب این باز بودن فضای جامعه رو برای حضور زنان شاعر نشون میده و اتفاقا به نسبت شاعران گذشته شاهد هنجارشکنی‌های زبانی بیشتری هستیم و مضمون‌ها و سبک‌هایی که کار می‌شه متنوعه.

چه بازخوردی از مخاطبین خودتون در ارتباط با آثارتون دریافت کردید؟
در ارتباط با کتابم مؤنث خیلی نظرات خوبی گرفتم و حقیقتا تشویق شدم و خستگیم بعد از ۵ سال فاصله از کتاب اول و صبوریم، در رفت.
اما همچنان مشتاقم نقدهم بشنوم تعاریف خوبی شده اما خب اون چیزی که راه آینده رو برام روشن می‌کنه نقدهاست که هنوز نقد چندانی نگرفتم و ان‌شاء‌الله اگر جلسه نقدی برگزار بشه شفاف تر می تونم در مورد سبک شعریم تصمیم بگیرم.

عالیه موفق باشید، داستان سرایش کتاب شعر مونث چی هست؟
در کتاب قبلیم چند شعر داشتم که منحصرا در مورد مسائل زنان بود. در صحبت‌هایی که از استاد‌های شعرم می‌شنیدم همیشه این نکته رو قید می‌کردند که این اشعار بهتر هستند یا در این فضا بهتر می‌نویسم خواه ناخواه با افزایش تجربیاتم در زمینه حقوق و در زندگی شخصی دیدم به این زمینه دقیق‌تر شد و آثارم هم بیشتر به این سمت رفت و در نهایت با افزایش حجم شعرها تصمیمم براین شد که کتابی رو به صورت کلی به شعرهایی با مضمون دنیای زنان اختصاص بدم. با توجه به بار کلمه مؤنث در ادبیات ما و مضمون اشعار اسم کتاب هم اینگونه انتخاب شد.

گفتگوی شعرانگیز با ساجده جبارپور
گفتگوی شعرانگیز با ساجده جبارپور

خانم جبارپور عزیز «سین جیم» کی چاپ خواهد شد؟
«سین جیم» دربردارند آثار آیینی من هست و در جشنواره‌ حوزه هنری هم برگزیده شد و باید توسط سوره مهر منتشر شه متاسفانه علت منتشر نشدنش کاهلی خودم در پیگیری بوده وگرنه خیلی زودتر باید منتشر میشد.

سه مورد از معروفترین شعرهاتون از دید مردم رو کدوم شعر ها می دونید؟
در بقچه‌ام شکوفه و باران گذاشتم
***
فرمان بده پیغمبر اعجاز برقصم
***
و شعری که چند ماه پیش نوشتم
مرد از دست اخبار خسته ست…
***
از شعرهای آیینیم
ای پاسخ تمام اگرها و کاش ها

پیش بینی شما از آینده شعر و نوشته هاتون چی هست؟
نمی‌دونم… فقط امیدوارم عاقبت خوبی داشته باشه و راهو کج نره

ان شاالله که آینده روشن است، خانم جبار پور به نظر شما یه نفر برای چاپ یک کتاب شعر باید چه مسیری رو طی کنه؟
صبوری و صبوری و صبوری
متاسفانه اغلب میبینم شاعرهای جوونتر خیلی عجولن هنوز غزلها، پخته نشده و به کمال نرسیده، منتشر میشه و به همین خاطر زودتر هم دچار غرور میشن و دست از مطالعه میکشن.

بله ممنون از راهنمایتون اگه حرفی سخنی ک فک میکنید جا مونده ممنون میشم ک بیان کنید.
نه حرفی نیست
غیر از اینکه ممنونم بابت ترتیب دادن این مصاحبه
از مصاحبت باشما و حضور در گروه لذت بردم.

سپاسگزارم از خانم جبار پور که بزرگواری فرمودند و در این برنامه ما رو همراهی کردند.
امیدوارم همواره پیروز و سرافراز و سربلند باشید.

چند نمونه از اشعار ساجده جبارپور:

در بقچه ام شکوفه و باران گذاشتم
امروز صبــح  سر به بیابان گذاشتم

بی خود به انتظار جنونم نشسته ای
در راه عقـل  چند  نگهبــان گذاشتم

گفتی که دوستت…ننوشتی نداشتی
این حرف کهنـه را سر هذیان گذاشتم

عمری که سوخت پای دلت قابلی نداشت!
هر چند  من  برای  تو  از  جان  گذاشتم

من مادری فقیرم و فرزند خویش را
با درد  نان  کنار  خیابان  گذاشتم

حرفی که نیست، میروم از خانه ات ،بیا!
این هــم کلید!  داخل گلدان گذاشتم!

***

فرمـان بده پیغمبر اعجـــاز برقصم
در چشم چهل رند نظر باز برقصم

تو تار، دوتاری و سه تــاری و سماعی
با شور بخوان گوشه ی شهناز برقصم

نه دف د د دف …نای نی و عود بیاور
تا یاد بگیرم کــــه به هر ساز برقصم

با دامن پرچین خودم چــــرخ…بچرخم
قلیان بکشی…قل بزنی…باز برقصم

با تن ت ت تن تن ت ت تن شور بگیرم
هی سکّه ی زرکـــوب بیانداز برقصم

از  داغی خرماپـــز اهـــــواز بیایـــــم
در مستی میخانه ی شیراز برقصم

دیوانه که از حکم وجزا ترس ندارد
مطرب تو بزن باز از آغـــاز برقصم

***

ای پاسخ تمام اگرها و کاش‌ها
مادر نوشته اسم تو را روی آش‌ها

دارد برای آمدنت نذر می‌کند
دستش همیشه پر شده از این تلاش‌ها

من رد پای آمدنت را کشیده‌ام
با رنگ‌های سبز و سپید گواش‌ها

– ما لقمه لقمه نان و نمک می‌خوریم و بعد
دنیا گم‌ست بین بریز و بپاش‌ها

دین مرا دوباره به بازی گرفته‌اند
درگیر و دار همهمه‌ها اغتشاش‌ها

پایان جنگ‌های جهانی به دست توست
گل می‌شود گلوله داغ کلاش‌ها

تنها به عشق آمدنت شعر گفته است
امشب مداد آبی من با تراش‌ها

ای کاش صبح جمعه بعدی ببینمت
ای پاسخ تمام اگرها و کاش‌ها